
فلسفه تاريخ دعوتيست به انديشيدن پيرامون تاريخ! آيا تاريخ مولود اراده اي هوشمند است و يا اينکه صرفا اتفاقاتيست فارغ از محتوی و بی هيچ غايتی.
فلسفه تاريخ مذهبی رد خدا را در تاريخ می بيند و فلسفه تاريخ ماترياليستی روابط اقتصادی را محرکه تاريخ بر می شمرد.
بهر روی تاريخ برای آدمی نه تنها خاطره بلکه سرچشمه زندگيست و پايه ايست که حيات بر آن استوار است.
شايد از آن جهت به مطالعه تاريخ می پردازيم که وضع کنونی جهان را درک کنيم و مسئله آينده را بفهميم.تاريخ می خوانيم تا جهت اصلی را در يابيم و عنصر آگاهی تاريخی را کسب نماییم.
تمام اينها در دوران افول و بحران ها اهميت مضاعف می يابد آنچنان که به مدد تاريخ از تمام ابعاد تاريخ آگاه می شويم و وضع خود را بهتر از هميشه در می يابيم.انديشيدن فلسفی هم يعنی همين "به خويشتن خويش واقف شدن ها".
تاريخ، انديشيدن و فلسفه ی بلند را در زمان های انحطاط ممکن می سازد،امکانی که اميد و قوت قلب رهايی می آفريند!
اسپند ،ماه محبوب من است به دو سبب.نخست اينکه مژده ی نوروز و گشايش و بهار را می دهد و نفس های آخر زمستان و سرما را تصوير می کند و فرای تمام اينها تقويم و روز شمارش سرشار است از رخداده ها و روز هايی تاريخی که اسفند آبستن تمام آنهاست.اسفند برای من مترادف است با سالمرگ پيشوای سياست ورزی ايرانی دکتر محمد مصدق ،هشت مارس روز جهانی زن و سالروز ملی شدن صنعت نفت.
جنبش دانشجويی می تواند با تداوم شوک های پی در پی خود و استقبال از اين رويداد های تاريخی فضای سياسی بسته را اندکی بگشايند و در روزگار افول تاريخ اميد و قوت قلب يابد.
دوستان انجمن اسلامی منتخب دانشجويان دانشگاه بوعلی سینای همدان امسال دست به کار شده اند و با ميزبانی برنامه اي چند روزه به ابعاد ملی شدن صنعت نفت و نقش آن در تاريخ معاصر می پردازند.
از بخت ياری اينکه از من هم دعوت شده است تا به همدان بروم و پيرامون نقش دکتر مصدق به تفصيل صحبت کنم.
از اين روی تا پنجشنبه 9 اسفند در چند پست به بازخوانی فيش ها و مقالات و نوشته ها پيرامون اين موضوع خواهم پرداخت و در اين بين از معرفی کتاب های جالب توجه در اين زمينه غفلت نخواهم کرد.
اميد است که مقبول افتد.
پيشنهاد کتاب:"خاطرات آنتونی آيدن "ترجمه کاوه دهگان انتشارات فرزانه
آنتونی آيدن نخست وزير وقت انگلستان می نويسد:"ما را از ايران بيرون کرده بودند ،آبادان را از دست داده بوديم .قدرت و نفوذ ما در سراسر شرق ميانه متزلزل شده بود...صفحه ی 285
خبر سقوط مصدق زمانی به من رسيد که دوران نقاهت را می گذراندم.آنشب با خيال راحت ،شادمانه خوابيدم..."
و اما نقل يک خاطره:
احمد توکلی همسايه ماست!چند سال پيش در جمعی که من هم حاضر بودم پيرامون دکتر مصدق و آيت ا...کاشانی سخنرانی مفصلی کرد. در نهايت آسمان ريسمان بافی های به سبک خودش مصدق را مزدور و جاسوس انگليس خواند.
حسب نوع آدم های آن جمع و سنگينی فضا امکان و فرصت اعتراض برايم مهيا نشد اين ماند تا چند سال بعد که توکلی به واسطه کانديداتوری انتخابات نهم رياست جمهوری به دعوت بسيج دانشجويی به دانشگاه ما آمد و این بار نیز سخنرانی پرشوری در نفی بی عدالتی و تبلیغ برنامه های آنچنانی خود کرد.
آن هنگام بود که به عنوان منتقد توکلی و مجلس هفتم در ضمن صحبت هايم به آن جلسه و حرف های ايشان نقب زدم.دکتر توکلی که اينبار قرارش بی قراری شده بود به صرافت افتاد و تمام حرف هايش را پيرامون دکتر مصدق پس گرفت و با لحنی غير مترقبه از او ستايش کرد.
با خود گفتم اين اصول گرايان چپ نمای برخاسته از دنده راست چه بی اصول شده اند .
1000 تعرفه رای اين جمع ارزش اين را نداشت که او از سنگ تمامی که برای جريان سياسی مظفر بقايی،حسن آيت ، محمود کاشانی و فداييان اسلام گذاشته اين چنين عدول کند.
راستی اين اسامی را به ذهن بسپاريد پيرامونشان بيشتر خواهم نوشت...









