
ستون سهند
یلی بود آن سرور ارجمند
نماد ِ حماسه ستون سهند
به بالا همانند سهراب گرد
ز پیکار می گفت و پا می فشرد
که باید بر انداخت بیم بدی
سرا پا همه فره ایزدی
دلیری همه عمر ایران پرست
درفش گرانقدر ایران به دست
چو کوهی گران بود در سنگرش
که در راه ایران چه ارزد سرش
دریغا دریغا دریغا دریغ
که اهریمنان برکشیدند تیغ
به ماوای آن یل شبیخون زدند
سحر در گشودند از آن قتلگاه
به خون غرقه دیدند خورشید و ماه
مشبک ، تن از خنجر کین شده
تن همسرش دشنه آجین شده
کجا می توان برد این درد را
ستمکاری نا جوانمرد را
بگیر ای جوان جای سرو سهی،
که سنگر نباید بماند تهی!
درفش سرافراز را بر فراز،
که تا جاودان باد در اهتزاز!

