تبليغاتX
ملی مذهبی
دوشنبه سی ام خرداد 1384

در کنار طرح اين تقاضا، طرح چند نکته را ضروری می‌دانم:

۱- من در همه صحنه‌ها و فراز و نشيب‌ها نشان داده‌ام که حراست از اصل انقلاب، نظام، اسلام و حقوق مردم برای اينجانب از هر چيز مهمتر است و نگرانی از تخريب‌ها، حملات و اقدامات احتمالی مرا از انجام وظيفه باز نخواهد داشت.

اينجانب همان‌‏گونه که بی‌مهری از نزديکترين دوستان و برخی متحدان سياسی را به خاطر تاکيد بر حفظ اصول و ارزش‌ها پذيرفته‌ام، اکنون حاضرم به خاطر دفاع قدرتمندانه از حق انتخاب آزاد مردم نيز تبعات احتمالی را پذيرا شوم.

۲- در طول ماه‌های گذشته به مناسبت‌های مختلف بر بی‌طرفی رهبری نظام در انتخابات تاکيد کرده‌ام اما در عين حال به صور مختلف تلاش کردم از نظر احتمالی جنابعالی نسبت به برخی کانديداها اطلاع حاصل کنم زيرا عقيده داشتم اگر جنابعالی نسبت به کانديدای خاص نظر مثبت داريد - اگر چه اين کار را مفيد نمی‌دانستم - از کانديداتوری خودداری کنم زيرا تصور می‌کردم در آينده مشکلات ايجاد خواهد شد.

اما برداشت اينجانب از سخنان و مواضع حضرتعالی اين بود که مهمترين نکته برای شما، حضور گسترده مردم در انتخابات است.

۳- به‌رغم شفافيت مواضع جنابعالی، اخباری مبنی بر حمايت فرزند محترم شما - آقا سيد مجتبی - از يکی از کانديداها منتشر شد که پس از به تواتر رسيدن اين اخبار نگران شدم که مبادا‌ اين موضوع مرتبط با ديدگاه حضرتعالی باشد اما تجربيات سابق و شناختی که از شما داشتم مرا مطمئن کرد که اين موضوع، نظر شخصی ايشان است.

پس از آن هم شنيدم که يکی از بزرگان به جنابعالی گفته‌اند که "آقازاده حضرتعالی از فلان شخص حمايت می‌کند" و شما فرموده‌ايد‌ "ايشان آقا است نه آقازاده" و به هر حال مشخص شد که آن حمايت‌ها نظر شخصی آقا مجتبی بوده است.

در عين حال کماکان خبرهايی در مورد فعاليت ايشان به نفع يکی از کانديداها - که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنايت‌ها به طرف فرد ديگر سرازير شد - و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کانديدا منتشر شد.

حضرتعالی به خوبی واقف هستيد که دخالت‌های نسنجيده اطرافيان برخی از مقامات روحانی و سياسی در سال‌های گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اينجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می‌کنم اجازه ندهيد تجربه ديگری به تجربه‌های تلخ گذشته اضافه شود در عين آنکه اطمينان دارم شخصاً از برخی اقدامات مورد نظر حمايتی نکرده‌ايد و شايد مخالف آنها نيز بوده‌ايد و اکنون نيز با هوشمندی که از حضرتعالی سراغ دارم مطمئنم برای رفع شائبه‌های احتمالی موجود تدبيری خواهيد‌ انديشيد.

چون جنابعالی جانشين امامی هستيد که وقتی در يک حادثه عده‌ای مدعی شدند مرحوم آيت‌الله حاج آقا مصطفی خمينی باعث ‌ايجاد محدوديت‌هايی برای ارتباط مردم با امام شده است، به‌رغم جايگاه فکری و فقهی آن مرحوم دستور داد که "‌ايشان در کارهايی که مربوط به من است دخالت نکند".

۴- ضمن تاکيد بر تقاضای خود - بازشماری آرا در برخی حوزه‌های مشکوک، استفاده از روش‌های کامپيوتری برای کشف آرای تکراری و نيز شناسايی منبع و مجوز پرداخت بعضی از وجوه در روزهای منتهی به انتخابات - به استحضار حضرتعالی می‌رسانم، نتيجه انتخابات هرچه باشد ديگر در اين باب مصدع حضرتعالی نخواهم شد.

۵- معتقدم سپاه بر خون جوانانی بنا شده است که همه آنها شاهد و ناظر بر اعمال ما هستند و حفظ سپاه را برای حراست از کشور و انقلاب ضروری می‌دانم.

همچنين يقين دارم اکثريت نيروهای جان بر کف سپاه نيز از برخی مسائل موجود ناراضی هستند. همان طور که اکثر آنها با برخی فعاليت‌های اقتصادی که به نام اين نهاد مقدس انجام می‌شد مخالف بودند.

خوشبختانه جنابعالی دستوراتی برای جلوگيری از فعاليت‌های اقتصادی توسط نيروهای نظامی صادر و از خطرات اين کار جلوگيری کرديد.

اينجانب از شما تقاضا می‌کنم با رهنمود ديگری بخشی از سپاه و بسيج را که در کارهای سياسی وارد شده‌اند، از‌ اين اقدام - که خطر آن به مراتب بيش از اقدامات اقتصادی است - بر حذر داريد.

من معتقدم که اگر قرار است عده‌ای از دوستان در سپاه و بسيج به مراکز قدرت دسترسی پيدا کنند، بهترين کار آن است که اين مسووليت‌ها مستقيماً به آنها محول شود نه آنکه اعتبار سپاه را خرج رساندن عده‌ای به قدرت نمايند و در‌اين راه مرتکب اقدامات غيرقانونی شوند.

‌اين نکته را از آن جهت عرض می‌کنم که حضرتعالی در پيام شفاهی خود برای اينجانب اعلام فرموده‌ايد اجازه بحران‌سازی در کشور نخواهيد داد و من معتقدم بحران ناشی از دخالت‌های نابجا در انتخابات، خطرناک‌ترين بحرانی است که امروز و‌ آينده کشور را تهديد می‌کند.

۶- امروز مشخص شد روش اعتدال‌گونه و همراه با حفظ اصول و آرمان‌ها که همواره مورد توجه اينجانب بوده و اتفاقاً منجر به دشمن‌تراشی‌های فراوان برای اينجانب در ميان صاحبان سلايق مختلف شده است، با مقاومت‌های فراوانی روبه‌رو است و لذا به نظر می‌رسد راحت‌ترين کار برای اينجانب آن است که از همه فعاليت‌های سياسی کناره‌گيری کنم اما وفاداری به راه امام، دين نسبت به اسلام و انقلاب و قدرشناسی نسبت به مردم، حقير را از عافيت‌جويی بر حذر می‌دارد. لذا تصميم به تشکيل حزبی فراگير و غيرحکومتی گرفته‌ام.

خوشبختانه سفرهای چهار ماه اخير، اينجانب را با ميليون‌ها ‌ايرانی متدين، خالص و دلسوز آشنا کرد که دغدغه اصلی آنها حفظ اصول و در عين حال رفع مشکلات فراوان جامعه است و اکنون مطمئن هستم اکثر آنها آمادگی دارند در تشکيل حزبی فراگير با اينجانب همکاری نمايند.

حزبی که اينجانب تشکيل می‌دهم - و هر کس که اکثريت اعضا خواستند دبيرکل آن خواهد بود - هم از حيثيت ملت بزرگ و شريف ايران دفاع خواهد کرد و هم برای شفاف شدن مواضع و تقويت مبانی تحزب اقدام می‌نمايد و هم به شدت با دو گروه که دشمنان اصلی انقلاب و کشور هستند، يعنی اقتدارگرايان متحجر و سکولارهای مخالف نظام، مرزبندی خواهد داشت.

حزب مورد نظر اينجانب به شدت در برابر کسانی که با رای مردم مخالف هستند - و حتی از ابراز ‌اين عقيده متحجرانه ابا ندارند - ‌ايستادگی خواهد کرد و اگر لازم باشد آنها را به مردم معرفی می‌کند.

۷- اينجانب بارها در سال‌های گذشته از‌ اينکه تعدادی از احزاب توسط قدرتمندان درست شده و رقابت را در ساير احزاب و گروه‌ها سخت کرده‌اند، انتقاد کرده‌ام.

امروز برای آنکه خودم مشمول اين انتقاد نباشم و شائبه هرگونه سوءاستفاده از قدرت سياسی و اجرايی در تشکيل و ادامه فعاليت حزب منتفی شود، ضمن تشکر از ابراز اعتماد جنابعالی، از‌ اين لحظه از کليه مسئوليت‌های سياسی از جمله مشاورت حضرتعالی و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا می‌دهم.

قاعدتا با شناختی که از اينجانب در بين همه دوستان از جمله حضرتعالی وجود دارد، همگان مطمئن خواهند بود که اينجانب کماکان بر اصول و آرمان‌های خود پافشاری خواهم کرد و اجازه نخواهم داد مرزهای ضروری با افرادی که مبانی اصلی نظام يعنی جمهوريت و اسلاميت را قبول ندارند شکسته شود.

اگرچه در هر شرايطی، حتی دفاع از حقوق شهروندی کسانی که با آنها اختلاف عقيده دارم - چه متحجران و چه سکولارهای مخالف حکومت دينی - را فراموش نخواهم کرد و به عنوان يک وظيفه بر آن پافشاری می‌نمايم.

سلامتی جنابعالی، آبادانی ايران و سربلندی نظام جمهوری اسلامی را از درگاه حضرت احديت مسألت می‌نمايم.

مهدی کروبی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:50  توسط فرزاد مشیری  | 

دوشنبه سی ام خرداد 1384
مهدی کروبی مدعی شد که سپاه پاسداران و بسيج در انتخابات اعمال نفوذ کرده اند
بسمه تعالی

مقام معظم رهبری
حضرت آيت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی

با سلام و تحيت

روز شنبه پس از آن که اينجانب از عزم برخی از نهادهای قدرت برای تغيير جهت رای مردم اطمينان حاصل کردم، ضمن برگزاری مصاحبه، مطابق رويه معمول خويش و براساس اصل ۵۷ قانون اساسی از حضرتعالی درخواست کردم برای اصلاح انحرافی که در حال انجام بود، دخالت کرده دستور مقتضی صادر فرماييد، اما براساس آنچه دفتر جنابعالی اعلام کرده است پاسخ شما به درخواست اينجانب به شرح ذيل است:

"به آقای کروبی بگوييد: من رئوس مطالب شما را نگاه کردم. مطالبی که شما گفتيد به کلی دور از شأن شما و در جهت ايجاد بحران در کشور است.‌ آيا متوجه هستيد که چه کار داريد می‌کنيد؟‌ آيا متوجه هستيد که ايجاد بحران و بدبين کردن مردم کاملاً در جهت خواست دشمنانی است که خيز برداشته‌اند برای اين که بلايی بر سر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در بياورند که همه شما را دربرخواهد گرفت. اگر اعتراض به انتخابات داريد مگر راه قانونی وجود ندارد؟ چرا فضا را خراب می‌کنيد؟ ممکن است ديگران نيز اعتراضات مشابه داشته باشند. آيا حق می‌دهيد آنان فردا همه چيز را زير سوال ببرند؟ من از شما مطلقاً انتظار چنين برخوردی ندارم و من به حول و قوه الهی نخواهم گذاشت افرادی در کشور بحران ايجاد کنند."

مشاهده پيام حضرتعالی اينجانب را وادار کرد که با طرح چند نکته مصدع اوقات شوم:

من در شرايطی وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شدم که عزمی يکپارچه را برای منصرف کردن و تغيير دادن تصميم خود مشاهده می‌کردم. نهادهای مختلف قدرت با ارائه نظرسازی‌های بسيار شبيه به هم اينجانب را فاقد پايگاه مردمی جلوه می‌دادند و کسانی در دستگاه‌های مختلف حکومتی برای ايجاد نگرانی در من تلاش می‌کردند.

از عده‌ای در دفتر رياست‌جمهوری تا بعضی از وابستگان به بيت مکرم حضرت امام تا گروهی در وزارت اطلاعات و وزارت کشور و حتی( به قرار مسموع) برخی از نزديکان حضرتعالی با تاثيرپذيری از نظرسازی‌های قلابی ترجيع‌بند محافل خاص در مورد عدم اقبال مردم به من تکرار می‌کردند و حتی متاسفانه تعداد زيادی از استانداران در محافل خصوصی و عمومی از تصميم من ابراز تعجب می‌کردند و حتی استاندار لرستان از رای ۷ درصدی من در ميان مردم لرستان سخن گفت.

صحت و سقم اين ادعاها روز جمعه ۲۷ خرداد مشخص شد.

ورود من به عرصه انتخابات با تاکيد فراوان بر حفظ اصول و آرمان‌های امام و انقلاب و با نيت تقويت مبانی جمهوريت و اسلاميت با اعتماد به پشتيبانی مردم و هواداران واقعی امام و انقلاب موجب شد حتی عده‌ای معدود از افراد نزديک به مجمع روحانيون به مخالفين ملحق شوند اما در مقابل، استقبال و هواداری مردم از گرايش‌های گوناگون و به خصوص جوانانی را به دنبال آورد که اشتياق و شور و حال مبارزات انتخاباتی را به سطحی غيرمنتظره رسانده، فضای يخ‌زده ماه‌های پايانی سال قبل را شکستند.

من در سفرهای متعدد به نقاط مختلف کشور با اقشار مختلف مردم گفت‌وگو کردم و در جريان مشکلات واقعی و مطالبات حقيقی‌شان قرار گرفتم و امروز با افتخار اعلام می‌کنم که مردم نه چنان که عده‌ای متحجر می‌گويند، از اصلاحات روگردان شده‌اند و نه آن طور که عده‌ای تازه به دوران رسيده ادعا می‌کنند از جمهوری اسلامی حقيقی با قرائت امام خمينی بيزار شده‌اند.

اجازه دهيد به عرض شما برسانم اگر همه نهادهای قدرت، دستگاه‌های اطلاعاتی و به طور کلی مراکز تصميم‌گيری به جای اتکا به گزارشات مشکوک، به روش اينجانب ارتباط مستقيم با مردم را در پيش بگيرند، بسياری از مشکلات حل خواهد شد.

من بسيار متاسفم که يک خبرنگار عرب‌زبان که برای تهيه گزارش از جريان انتخابات به‌ايران آمده بود، واقعيات جامعه را درک کرد و پيش از انتخابات با اظهار تعجب به تناقض ميان نظرسنجی‌های قلابی و نظر واقعی مردم اشاره کرد. اما بعضی از دستگاه‌های مسوول تا آخرين روز بر انتشار نظرسازی‌های خويش و آشفته کردن ذهن مسوولان سطح بالای کشور احراز داشتند.

حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌ای!

من در تمام سفرهای استانی ضمن تبيين برنامه‌های خود به کرات‌ اين نکته را مورد تاکيد قرار دادم که پيروزی در انتخابات اولويت دوم من است و حضور پرشکوه مردم در انتخابات برايم اهميت بيشتری دارد.

به طوری که شايد بسياری از مردم تصور کردند اينجانب نه با هدف پيروزی بلکه فقط به عنوان وسيله‌ای برای گرم کردن تنور انتخابات وارد عرصه شده‌ام و شايد بعضی از آرای مردم را به دليل همين افراط در تاکيد بر اولويت حضور پرشکوه مردم بيش از رای دادن به شخص خودم از دست دادم.

به هر حال هر چه بود انتخابات برگزار شد و من به خود می‌بالم که بيش از تمام کانديداها به ميان مردم رفته و آنها را به استفاده از حق انتخاب خود، تشويق کرده‌ام و همين جا از مردم بزرگوار که با ريختن بيشترين آرا به نام من در صندوق‌های رای پاسخ مناسبی به اينجانب دادند، سپاسگزاری و در برابر بزرگواری‌شان سر تعظيم فرود آورده، علاوه بر ‌اين مراتب احترام خويش را به کسانی که به ساير کانديداهای محترم رای داده‌اند، به خاطر حضور در انتخابات، تقديم می‌دارم.

حضرتعالی استحضار داريد که در تمام دوره‌های گذشته از ساعات پايانی رای‌گيری می‌توان جهت‌گيری رای مردم را تخمين زد و از نخستين ساعات شمارش آرا نتيجه انتخابات برای مجريان و ناظران قابل پيش‌بينی است. ‌اين دوره نيز تابع همين قاعده بوده و از حدود نيمه‌شب مراجعات حضوری و تماس‌های تلفنی حکايت از رای بسيار گسترده مردم به اينجانب بود.

گزارشات غيررسمی هم نشان می‌داد که در حدود نيمی از استان‌ها‌ اينجانب دارای بالاترين رای هستم.

حدود ساعت سه بامداد شنبه بيست و هشتم خردادماه که ثبت رسمی آرا در سايت انتخابات آغاز شد، تمام آمار‌های رسمی رای اينجانب را بسيار بالاتر از ساير کانديداهای محترم نشان می‌داد.

ساعت پنج بامداد که اينجانب به استراحت پرداختم، رای بنده حدود ۲۵ درصد و رای ساير کانديداها کمتر از بيست درصد بود.

در همان ساعات بعضی از دوستان با توجه به آرای شصت و هفتاد درصدی در بعضی استان‌ها، معدل بيست و پنج درصدی ثبت شده به نام اينجانب را مشکوک می‌دانستند اما پس از حدود دو ساعت که از خواب بيدار شدم، مانند بيداری از خواب اصحاب کهف، دريافتم که همه چيز تغيير کرده است.

سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبه‌ای کودتاگونه در ساعات اوليه صبح با دستپاچگی کامل و برخلاف رويه نشان داد که اعلام آرای مردم از مجرای قانون وزارت کشور مطلوب بعضی از مراکز قدرت و افراد ذی‌نفوذ نيست.

اينجانب حدود ساعت هشت و نيم صبح با مسوولان وزارت کشور تماس گرفتم که آنها نيز از‌اين حرکت شورای نگهبان و صدا و سيما - که به قرار مسموع بدون اطلاع مديريت صدا و سيما انجام شد - ابراز تعجب کرده و اعلام کردند براساس اطلاعاتی که بلافاصله از صورتجلسه نهايی اخذ آرا در حوزه‌های انتخابيه استخراج و مستقيماً وارد سايت کامپيوتری وزارت کشور می‌شود، اينجانب کماکان در رتبه اول قرار دارم.

رای مردم به اينجانب که برخلاف انتظار و به‌رغم تلاش گسترده افرادی در نهادهای مختلف برای تخريب پايگاه اجتماعی اينجانب به صندوق‌ها ريخته شد، در حالی بود که بخش‌هايی از سپاه و بسيج در بسياری از شهرستان‌ها از طريق پرداخت برخی وجوه به بعضی از مراکز و هياتها، آنها را به خدمت گرفته بودند و همچنين با حضور غيرطبيعی بر سر صندوق‌ها، به طور غيرقانونی برای فرد ديگری تبليغ می‌کردند.

موضوع دخالت احتمالی بخش‌هايی از سپاه و بسيج را اينجانب قبلاً به صورت حضوری به عرض جنابعالی رسانده بودم و آنگونه که شنيده‌ام وزرای کشور، اطلاعات و دادگستری نيز طی نامه‌ای آن را به جنابعالی منعکس و خواستار اتخاذ تدابير لازم برای جلوگيری از وقوع آن شده بودند.

همچنين برخی دوستان تاکيد می‌کردند بيشترين تقلب‌ها در ساعات پايانی شب انجام می‌شود و لذا اينجانب به وزير کشور پيشنهاد کردم ساعات رای‌گيری بيش از حد ضرورت تمديد نشود که ايشان اعلام کرد ممکن است از برخی مراکز قدرت بر‌ای تمديد مکرر ساعات رای‌گيری فشار وارد شود.

آنچه امروز به عرض حضرتعالی می‌رسانم برای تاکيد بر رای خود نيست زيرا معتقدم ملت‌ايران به خوبی می‌داند اينجانب منتخب اول آنها هستم و هر چقدر هم که اختيارات نظارتی شورای نگهبان توسط خود آن شورا توسعه يابد، حرکت کودتاگونه آن شورا در اعلام غيرقانونی نتيجه‌ای غير از نتايج اعلام شده توسط وزارت کشور، آن هم در ساعات اوليه بامداد روز بعد از انتخابات، قابل توجيه نخواهد بود و تنها می‌توان آن را لطف الهی برای افشای يک برنامه از پيش طراحی شده دانست که قبلاً توسط يکی از روزنامه‌ها زمينه‌سازی شده بود.

اينجانب که اين روند را خطرناک می‌دانستم، ابتدا خبر تصميم خود برای برگزاری مصاحبه مطبوعاتی و افشاگری نسبت به تحولات مشکوک انتخاباتی را به دفتر جنابعالی اعلام و هفت ساعت پس از آن در مصاحبه خود ضمن تقدير از حضور پر شور مردم در انتخابات، نگرانی خويش از روند موجود را ابلاغ و در عين حال به صراحت اعلام کردم که در نظام ما رهبری با اختيارات گسترده حضور دارد و اينجانب از ‌ايشان تقاضا می‌کنم به موضوع وارد شوند و جلوی انحرافی که توسط باند مشخصی از سپاه و برخی مراکز قدرت طراحی و با حمايت شورای نگهبان انجام شده را بگيرند.

هم اکنون نيز با تاکيد مجدد بر آنچه در مصاحبه گفته‌ام از حضرتعالی تقاضا دارم برای رسيدگی به دخالت‌های غيرقانونی و تلاش‌های غيرمجاز بخش‌هايی از سپاه و بسيج که بر سرنوشت انتخابات تاثير داشته است، دستور لازم را صادر فرماييد.

حضرتعالی استحضار داريد شورای نگهبان در زمان حضرت امام نيز گام اوليه‌ای برای دخالت فراقانونی در انتخابات برداشت و تلاش کرد انتخاب مردم تهران در مجلس سوم که خلاف ديدگاه سياسی اکثريت اعضای شورای نگهبان بود را باطل نمايد.

البته خوشبختانه آن روز شورای نگهبان در‌اين راه هيچ همراه و همفکری نداشت و نه وزارت کشور مانند امروز بی‌خاصيت و ناتوان بود و نه صدا و سيما مانند امروز تحت فشار گروه‌های خاص قرار داشت.

در عين حال امام در برابر نخستين نشانه‌های دخالت غيرقانونی آن شورا در انتخابات ايستاد و اکنون نيز اينجانب از شما تقاضا دارم برای نجات انقلاب، اسلام و کشور از تبعات دخالت‌های غيرقانونی بخشی از سپاه و نيز توقف روش‌های بدعت‌آميز شورای نگهبان، دستور لازم را صادر فرماييد.

اميدوارم همان طور که ورود امام به موضوع انتخابات مجلس سوم از‌ ايجاد انحراف توسط شورای نگهبان جلوگيری کرد، دستور حضرتعالی به عنوان جانشين امام، از روند خطرناکی که نتيجه آن بی‌خاصيت شدن رای مردم است جلوگيری نمايد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:48  توسط فرزاد مشیری  | 

دوشنبه سی ام خرداد 1384

مديرمسئول روزنامه «اقبال» گفت: اين روزنامه ‌به دليل چاپ نامه ‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين مهدي كروبي به رهبر انقلاب مبني بر تخلف در انتخابات رياست‌جمهوري، توقيف شد.
مرتضي فلاح، روز دوشنبه در گفت‌وگو با ايرنا، افزود: بر اساس حكم سعيد مرتضوي، دادستان عمومي و انقلاب تهران، ‌جلوي چاپ شماره امروز اين روزنامه گرفته شده است.

وي اظهارداشت: مأموران دادستاني، نيمه‌شب گذشته با حضور در چاپخانه، اجازه انتشار روزنامه «اقبال» را نداده‌اند و از سوي ديگر روزنامه‌هايي كه براي شهرستان‌ها ارسال شده بود، قبل از خروج از تهران توقيف شد.

فلاح خاطرنشان كرد: چاپخانه قصد داشت شماره امروز خود را بدون درج نامه كروبي منتشر كند كه از سوي مأموران پذيرفته نشد.
وي تصريح كرد: بر اساس حكم دادستاني، تنها انتشار شماره امروز اين روزنامه توقيف شده و اين روزنامه از فردا مي‌تواند نسبت به چاپ اقدام كند.

وي افزود: تاكنون حكم جديدي به دفتر روزنامه «اقبال» ابلاغ نشده است.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:16  توسط فرزاد مشیری  | 

دوشنبه سی ام خرداد 1384
خدايا!انديشه واحساس مرا در سطحي پايين ميار كه زرنگيهاي حقير وپستيهاي نكبت بار وپليد "شبه آدمهاي اندك"را متوجه شوم چه دوستر مي دارم "بزرگواري گول خور باشم "تاهمچون اينان "كوچكواري گول زن دكتر علي شريعتي (يادش گرامي )باد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:59  توسط فرزاد مشیری  | 

جمعه بیست و هفتم خرداد 1384

تحليل خبرگزاري فرانسه از نتايج اوليه انتخابات ايران:
ارتقاي احمدي ن‍ژاد و رقابت احتمالي وي با هاشمي، فضاي انتخاباتي فرانسه در رقابت شيراك و لوپن را تداعي مي كند


خبرنگار AFP نوشت هيچ كس گمان نمي كرد احمدي نژاد كه در نظرسنجيها همواره از دو يا سه درصد بالاتر نمي رفت در روزهاي آخر اين قدر جهش داشته باشد. در صورتي كه احمدي نژاد مثلا رقيب اصلي هاشمي گردد كه بسيار بعيد مي نمايد شرايط انتخابات فرانسه براي مردم تداعي خواهد شد كه مردم از ترس روي كار آمدن راست افراطي به شيراك راي دادند كه نسبت به سياست هايش انتقاد داشتند. لذا دراين جا نيز ممكن است در صورت بعيد بالا آمدن احمدي نژاد مردم از ترس از دست دادن همه آزاد يها و آسايش خود به هاشمي راي دهند

به گزارش پايگاه اطلاع رساني هاتف خبرگزاري فرانسه با توجه به نتايج اوليه انتخابات ايران كه ارتقاي نسبي احمدي نژاد را نشان مي دهد از وضعيت جديد تحليلي ارائه داده است. خبرنگار AFP نوشت هيچ كس گمان نمي كرد احمدي نژاد كه در نظرسنجي ها همواره از دو يا سه درصد بالاتر نمي رفت در روزهاي آخر اين قدر جهش داشته باشد. اين خبرگزاري در ادامه افزوده است: در صورتي كه احمدي نژاد مثلا رقيب اصلي هاشمي گردد كه بسيار بعيد مي نمايد شرايط انتخابات فرانسه براي مردم تداعي خواهد شد كه مردم از ترس روي كار آمدن راست افراطي به شيراك راي دادند كه نسبت به سياست هايش انتقاد داشتند.  لذا دراين جا نيز ممكن است در صورت بعيد بالا آمدن احمدي نژاد مردم از ترس از دست دادن همه آزاد يها و آسايش خود به هاشمي راي دهند.
در اين گزارش نگاهي نيز به زندگي احمدي نژاد شده است كه به اين شرح است:
محمود احمدي نژاد يك محافظه كار افراطي است. او در سالهاي جنگ ايران  استاندار اردبيل بوده است. وي در زمان انقلاب پس از تسخير سفارت امريكا پيشنهاد تسخير سفارت شوروي سابق را داد. احمدي نژاد پس از انتصاب به شهرداري تهران مراكز فرهنگي را تبديل به مراكز ديني كرد. وي كه يك تندروي افراطي است مي گويد اگر به جاي موشكهاي دوربرد 2500 كيلومتري  كه به دست جوانان ما ساخته شده است پژو و زانتيا و از اين قبيل وارد مي كرديم دشمن ناراحت نمي شد. احمدي نژاد گفته است:  متوسط سن دانشمندان هسته اي ما 25 سال است. او تاكيد كرد در صورتي كه رئيس جمهور شوم هفته اي يك بار با سفيران كشورهاي آسيايي، افريقايي و
ممالك فقير ملاقات خواهم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:30  توسط فرزاد مشیری  | 

جمعه بیست و هفتم خرداد 1384
پنج شنبه 26 خرداد 1384

راي من روزنه‌اي كوچك به سوي دموكراسي

فردا روز انتخابات است. اين چند وقته كارم شده بود كه بخوانم، بشنوم، سوال كنم و بحث كنم تا براي راي دادن يا راي ندادن به نتيجه برسم.
در اين روزها بين راي دادن و راي ندادن بارها رفتم و آمدم و هنوز هم دلائل منطقي براي راي ندادن دارم. اما راي مي دهم براي اينكه مي دانم دموكراسي يك پروسه است، كه فقط و فقط در يك حركت تدريجي و آرام محقق مي شود.براي اينكه نمي‌دانم اگر راي ندهم چه چشم‌اندازي در برابرم خواهد بود و هيچ يك از آنهايي كه از راي ندادن مي گفتند نتوانستند من را قانع كنند كه با راي ندادنم فرصت بيشتري براي تلاش و حركت خواهم داشت.
من فردا به پاي صندوق راي مي‌روم. نام مصطفي معين را بر روي برگه مي نويسم و در صندوق مي اندازم.
من به معين راي مي دهم براي اينكه فكر مي كنم با آمدن معين روزنه‌اي كه براي تلاش ما باز شده است، مسدود نمي‌شود.
من به معين راي مي دهم براي اينكه در ميان كانديدهاي موجود او تنها كسي است كه از حقوق بشر، برابري، آزادي، حقوق زنان و دموكراسي مي‌گويد و من خودم را مجاب كرده‌ام كه حرف‌هايش را باور كنم چون چاره ديگري ندارم.
اينقدر ساده لوح نيستم كه همه اين وعده‌ها را باور كنم و اينقدر هم تجربه دارم كه بدانم هيچ رئيس جمهوري نمي تواند در كوتاه مدت اين وعده‌ها را عملي كند، اما به معين راي مي دهم براي اينكه اميدوارم در زمان رياست جمهوري او فضايي براي تلاش جهت تحقق اين آرمان‌ها داشته باشم.
من به معين راي مي دهم براي اينكه نمي خواهم توسعه و پيشرفت را با نيروي اقتدار و لابي‌هاي پشت پرده به دست آوريم، چرا كه معتقدم اين شيوه حركت حتي اگر در كوتاه مدت ما را به سمت جلو حركت دهد، براي حركت بلند مدت ما مضر خواهد بود.
من به معين راي مي دهم چون معين نه يك فرد كه يك تيم است و كار حزبي و گروهي (هرچند آن حزب مورد تاييد من نباشد) گامي به جلو است.
مي‌دانم كه معين رئيس جمهوري قدرتمندي نخواهد بود، مي دانم آنان كه در برابر خاتمي ايستادند در برابر معين نيز ساكت نخواهند نشست، مي دانم كه روزهاي سختي را در پيش خواهيم داشت. اما نمي خواهم كه به خفقان و اقتدار راي دهم. نمي خواهم كه به دروغ و فريبكاري راي دهم.
اين تحليل برخي از طرفداران هاشمي را هم كه مي گويند دوران او دريچه اي به توسعه بود و عصر كيان و پيام امروز و آدينه و ... را هم قبول ندارم، چرا كه اعتقاد دارم راه دموكراسي از ميان عامه مردم مي‌گذرد و باز كردن دريچه‌هايي كوچك براي روشنفكران و نخبگان دردي را دوا نمي‌كند.
اما در دلم نه شور و شوقي است و نه اميدي به آينده. آنچه مي‌دانم اين است كه روزهاي سختي را در پيش رو داريم. روزهايي كه بايد چشمانمان باز باشد و گوش‌هايمان هوشيار .
من به معين راي مي دهم اما ديگر نه به او و نه به هيچ فرد ديگري اميد نمي‌بندم و يادم مي ماند كه دموكراسي و حقوق بشر فقط با تلاش خودمان محقق مي‌شود. با آدم‌هايي كه اعتراض مي‌كنند و در برابر نقض حقوق‌شان سكوت نمي‌كنند.
دلم مي‌خواست روز جمعه در خانه مي‌نشستم و در اعتراض به همه قانون‌هايي كه زيرپا گذاشته شده، در اعتراض به بسته شدن پي در پي روزنامه ها، در اعتراض به دربند كردن فعالان سياسي و اجتماعي، در اعتراض به ناديده گرفتن حقوق زنان در قانون و اجراي قانون، در اعتراض به وقايع كوي دانشگاه، در اعتراض به بازيچه كردن دموكراسي، در اعتراض به ..... راي ندهم. اما نمي‌شود، اما نمي‌توانم، چرا كه با خانه نشستن من هيچ كس اهميتي به اعتراضم نخواهد داد. من راي مي دهم تا بتوانم اعتراضم را طوري در روزنامه‌ها، سايت‌ها و خيابان‌ها فرياد كنم كه همه بشنوند.
اين روزها خيلي از افرادي كه طرفدار سر سخت تحريم بودند تصميم گرفته اند كه به پاي صندوق‌ها بروند و به معين راي بدهند. اگر اين اجماع از تحريم به راي دادن همچنان ادامه پيدا كند شايد راي‌هاي تك تك ما بتواتد روزنه‌اي باشد براي استمرار دموكراسي‌خواهي .
بقيه حرف‌هايي را كه حرف من هم هست
فرناز و خوابگرد نوشته اند. اين نوشته اميد را هم در باره
اعجاز رسانه های کوچک و چرا خانه نشینی روا نیست از دست ندهيد
به نقل از وبلاگ صورتک

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:51  توسط فرزاد مشیری  | 

جمعه بیست و هفتم خرداد 1384
کیهان: دو تن از نمایندگان اصولگرای مجلس، خط قرمزهای تعامل مجلس با دولت آینده را تشریح کردند.
عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم، گفت: مجلس هفتم، رویکرد مثبت خود در رابطه با دولت خاتمی را در دولت آینده نیز پیاده خواهد کرد.
رشید جلالی، راهیافته مردم کرج، در گفت وگو با ایلنا تعامل مجلس هفتم با دولت آینده را بسیار منطقی دانست و افزود: ما با دولتی که برخاسته از آرای مردمی و در بر گیرنده سلایق عمومی جامعه باشد، به صورت صحیح و اصولی، برخورد خواهیم کرد. اما این امر منجر به عدم عمل به وظایف و تکالیف شرعی نمایندگان مانند سؤال و یا استیضاح نخواهد شد.
وی با اشاره به اظهارات یکی از نامزدها درخصوص دعوت به همکاری برخی از اعضای گروهک غیرقانونی نهضت آزادی در کابینه آینده، خاطرنشان ساخت: تعامل مجلس، نمی تواند منجر به گرفتن رای اعتماد اعضای این گروه در قالب یک دولت اصلاح طلب از مجلس شود، چرا که نامه حضرت امام به محتشمی پور، تکلیف روشنی درخصوص غیرقانونی بودن این گروهک، ترسیم کرده است.
نماینده کرج در مجلس هفتم، تصریح کرد: حداقل شرایط یک وزیر، وفاداری به قانون اساسی و التزام به ولایت فقیه است که اعضای این گروهک در آن، جایی ندارند.

غلامرضا مصباحی مقدم نماینده مردم تهران نیز در این باره تصریح کرد: مجلس هفتم با دولت آینده همکاری می کند، اما به هیچ عنوان به افراد ردصلاحیت شده شورای نگهبان برای حضور در دولت آینده رای نخواهد داد.
وی ادامه داد: اظهاراتی مبنی بر محدود شدن اختیارات ولایت فقیه که برخی ها مطرح می کنند، یا به حداقل رسیدن نظارت شورای نگهبان، به کارگیری کاندیداهای ردصلاحیت شده در دولت آینده و تبدیل نهادهای انتصابی به انتخابی، مباحثی است که در نظام چالش و دوگانگی ایجاد خواهد کرد.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم خاطرنشان کرد: در صورت جدی بودن این ادعاها و شعارها، ناسازگاری دولت آینده با شورای نگهبان، قوه قضائیه، نهاد رهبری و مجلس هفتم به حداکثر خواهد رسید و از هم اکنون می توان یک بحران را برای نظام پیش بینی کرد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:32  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384
فیروزآبادی رئیس ستاد فرماندهی کل قوا، قاليباف را انتخاب رهبر اعلام کرد

بر اساس يک گزارش موثق، دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد فرماندهی کل قوا طی جلسه ای با فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی کشور اعلام کرده که نظر رهبری روی آقای قالیباف است ولی ایشان نمی توانند این موضوع را اعلام کنند. و ما هم نمی توانیم به طور علنی نظر رهبری را بیان کنیم.
وی در ادامه از فرماندهان ارشد نظامی کشور خواسته است این موضوع را طی جلساتی توجیهی به اطلاع تمامی پرسنل تحت امر خود برسانند.
قابل ذکر است پس از برگزاری این جلسه در تعداد زیادی از پادگانها و بیمارستانهای تحت پوشش نیروهای مسلح جلسات توجیهی جهت اعلام مطلب فوق برگزار شده است.به نقل از رویداد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:39  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384
بدون شرح

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:27  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384
شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، به همراه سازمان دیده بان حقوق بشر، سازمان عفو بین الملل، فدراسیون جهانی حقوق بشر و سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه مشترکی با ابراز نگرانی نسبت به وضع ناصر زرافشان و اکبر گنجی، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان شدند.

در این بیانیه که روز گذشته در نیویورک صادرشد،از جمله آمده است: ناصر زرافشان و اکبر گنجی در سلول های انفرادی نگاهداری می شوند و با وجود تقاضای بخش اداری زندان در مورد لزوم رسیدن دارو و امکانات پزشکی به آنان، به دلیل مخالفت مقامات قضایی، در وضعیت خطرناکی به سر می برند.
شیرین عبادی ، وکیل اکبر گنجی در همین ارتباط گفته است: گنجی به خاطر انتقاد کلامی از مسئولین در زندان است و برخورد نامناسب زندانبانان با وی، یکی از مصادیق مهم نقض حقوق بشر است.
ناصر زرافشان نیز به دلیل وکالت خانواده های قربانیان قتل های زنجیره ای و به اتهام واهی افشای اطلاعات محرمانه در بند است . ناصر زرافشان از بیماری کلیوی رنج می برد، و نیاز فوری به مراقبت های پزشکی دارد. محمد علی دادخواه وکیل ناصر زرافشان به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته است که وی در زندان از هیچ امکان تخصصی پزشکی برخوردار نیست.

در پایان اعلامیه مشترک شیرین عبادی و این چهار سازمان حقوق بشری تاکید شده است که حکومت ایران مسئول حفظ جان و سلامتی زندانیان سیاسی و از جمله ناصر زرافشان و اکبر گنجی است.



لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:26  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384
تجمع حامیان معین-Final Campaign

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:43  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384

دفتر يادداشتم كجاست، سررسيدنامه من كو؟ فردا مگر 27 خرداد نيست؟ و پس فردا مگر 28 خرداد نيست؟ چرا اين 28 خرداد مرا ياد 28 مرداد مي‌اندازد؟ خدايا چرا رعشه‌اي نرم آرام آرام به قلبم مي‌خزد؟ خدايا اين همساني، هم وزني، هم قافيه‌گي هراس‌انگيز ميان 28 خرداد و 28 مرداد از كجاست؟ اصلاً چرا بايد ترسيد؟ چرا من بايد بترسم؟ چرا بايد خيال كنم اين همساني حامل نشانه‌هاست، چرا بايد خيال كنم اين نشانه‌ها حامل واهمه‌هاست، چرا بايد خيال كنم اين واهمه‌ها امشبم را پر از كابوس‌هاي ريز و درشت خواهد كرد؟
نه. نبايد بترسم، به جنگ ترس‌ها خواهم رفت به جنگ كابوس‌ها و واهمه‌ها، امشب چراغي روشن خواهم كرد درخشان‌تر از خورشيد، زنگار روحم را صيقل خواهم زد، آينه‌اي در برابر آينه‌اش خواهم گذاشت و از روشني ابديتي خواهم ساخت. امشب به جنگ سياهي خواهم رفت. نخواهم خوابيد. تا دفتر يادداشتم را پر از كارهاي فردا نكنم امشب را نخواهم خوابيد. زنگ موبايلم را بايد براي سحر كوك كنم. فردا 27 خرداد بايد با اذان بيدار شوم. نه ديرتر. با اذان موذن‌زاده اردبيلي نه كس ديگر، تا سرشاري همه سحرهاي ماه رمضان را به قلبم بريزد و قلبم آرام آرام شكفته شود براي 27 خرداد.
فردا بايد نمازم را اول وقت بخوانم و هر چه دعا بلدم آماده كنم براي فردا. بايد حواسم باشد در دعايم گنجي را يادم نرود.
يادم باشد آخرين لبخند گنجي را به ياد خدا بياورم، آن زمان كه داشت از راهروي طولاني و انگار بي‌انتهاي دفتر روزنامه مي‌رفت. آن نگاه آخر را يادم باشد به ياد خدا بياورم و آن برگشتنش را و آن دست‌ها را كه چه نجيب بالا رفت براي خداحافظي و يادم باشد طنين هراسناك بسته شدن در آهني را؛ اين در آهني روزنامه عجيب آدم را ياد در زندان مي‌اندازد. يادم باشد اين طنين را هميشه در گوشم داشته باشم، براي روزهايي كه فراموشكاري نفرين شده باعث مي‌شود گنجي را از ياد ببرم و ميله‌هايي را كه ساليان سال او را پشت خود ديده‌اند و يادم باشد از خدا بپرسم چطور مي‌شود يك مرد به يك جرم-راستي به كدام جرم-اين همه سال پشت ميله‌ها روزهايش را شب كرده باشد و باز بتواند وقتي ميان دوستانش مي‌آيد، وقتي كنار دخترانش مي‌نشيند، همچنان لبخند بزند. يادم باشد اگر به خاطر دختران گنجي بغض كردم قرآن بخوانم. يادم باشد آن آيه را بخوانم كه سرنوشت هيچ ملتي تغيير نمي‌كند مگر آنكه تك تك انسان‌هايش بخواهند. بعد يادم باشد بروم پسرم را بيدار كنم و با هم اين آيه را بخوانيم. با هم همخواني‌اش كنيم. مثل يك سرود ازلي و ابدي و يادم باشد بعد بنشينيم باهم نهج‌البلاغه بخوانيم و همه كتاب‌هاي ديگري كه در اين كتابخانه گاهي از يادها مي‌روند. محض تبرك، يك برگ از هر كدام بخوانيم. بايد تا آفتاب نزده اين همه كتاب را ورق بزنيم. يادم باشد منشور كوروش كبير را بخوانم تا كمي شرمنده شوم از آن همه حق كه 2500 سال پيش پدر ما ايرانيان براي همه بشر قائل بوده و حالا ما در الفباي آن چون و چرا مي‌كنيم. يادم باشد حتماً به شاهنامه تفألي بزنم. شايد آمد: چو فردا برآيد بلند آفتاب
سرنامداران برآيد زخواب
و تفألي به حافظ تا بگويد:
بيا تا گل برافشانيم و مي‌در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
و نيما تا با صداي غم‌انگيزش بخواند:
مانده پاي آبله از راه دراز
بر دم دهكده مردي تنها
كوله بارش بر دوش
دست او بر در مي‌گويد با خود:
غم اين خفته چند
خواب در چشم ترم مي‌شكند...
و شريعتي تا هزار باره نهيبمان بزند كه: پدر، مادر، ما متهميم!
خدايا فردا بايد خيلي چيزها را به ياد بياورم، خيلي تقويم‌ها را ورق بزنم، خيلي روزها، آدم‌ها، جاها و اتفاق‌ها را.
بازخواني كنم. بايد مصدق 27 و 28 مرداد و مصدق 29 مرداد را هزار باره به ياد بياوريم.
بايد امام را كه گفت پدران ما حق نداشتند براي ما تصميم بگيرند، بايد بازرگان و سحابي را كه آن همه جفا را نجيبانه تحمل كردند، بايد طالقاني را كه فرياد زد اين مردم قيم نمي‌خواهند، بايد خاتمي را كه 8 سال رنج‌هاي اصلاحات را نجيبانه و بزرگ منشانه همچون صليب مسيح بر دوش كشيد و دم بر نياورد.
حتي‌بايد ديگران را به ياد بياورم. گلشيري را كه حسرت تشكيل يك جلسه كانون به دلش ماند و رفت و فروغي را كه ياردبستاني‌اش تا اندازه‌هاي يك سرود ملي وسعت گرفت اما حسرت انتشار يك آلبوم را با خود به گور برد و فرهاد را. يادم باشد با پسرم فردا هزار بار به فكر يك سقفم را بخوانيم و گفتني‌ها كم نيست را و يه مرد بود يه مرد را.
خدايا اين همه كار، اين همه يادآوري. مي‌دانم فردا هنگ خواهم كرد. حتماً هنگ خواهم كرد اما بايد تا صبح نشده تا آفتاب نزده حتماً با شعر شاملو ميتراي 12 ساله را به ياد بياورم كه به هيچ جرم نكرده‌اي تمام عمر معصوم كودكي اش را به دوري از وطن محكوم بود. يادم باشد گفت‌وگوي دردناك و كودكانه‌اش را با پدرش 10 بار ديگر بخوانم، 100 بار ديگر، هزار بار ديگر، تا بدانم چطور مي‌شود يك دختر 12 ساله كه هرگز وطنش را نديده و هميشه، هميشه، هميشه در تمام عمر كوتاهش از ديدن، لمس كردن و بوئيدن خاك وطنش محروم بوده، چطور مي‌شود، خدايا چطور مي‌شود بتواند همه چيزهاي قشنگ دنيا را به نام ايران-وطن هرگز نديده‌اش-معادل كند و رؤياهايش را با آن زيبا كند و زندگي‌اش را با آن آرزومندانه، شيرين، تلخ، بغض‌آلود و حسرت‌بار. يادم باشد فردا پيش از آفتاب هزار بار شعر «از عموهايت» شاملو را به نيت ميتراي كوچك بخوانم، زمزمه كنم و بغض بتركانم.
«نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه/به خاطر سايه بام كوچكش/به خاطر ترانه‌اي كوچكتر از دست‌هاي تو/ نه به خاطر جنگل‌ها، نه به خاطر دريا/ به خاطر يك برگ/ به خاطر يك قطره روشن‌تر از چشم‌هاي تو/
به خاطر آرزوي يك لحظه من كه پيش تو باشم/به خاطر دست‌هاي كوچكت در دست‌هاي بزرگ من/ و لب هاي بزرگ من/بر گونه‌هاي بي‌گناه تو.../
به خاطر يك سرود/به خاطر يك قصه در سردترين شب‌ها، تاريك‌ترين شب‌ها/ به خاطر عروسك‌هاي تو/ نه به خاطر انسان‌هاي بزرگ/ به خاطر سنگفرشي كه مرا به تو مي‌رساند/نه به خاطر شاهراه‌هاي دوردست/
به خاطر تو/به خاطر هرچيز كوچك هر چيز پاك به خاك افتادند»
يادم باشد صبح فردا 27 خرداد پيش از آفتاب نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه، به خاطر همه آن چيزهاي كوچك فراموش‌شده، با زلال‌ترين آب‌ها خودم را بشويم، جلوي آينه بايستم، موهايم را مرتب كنم، صورتم را مرتب كنم. يادم باشد دست‌هايم نبايد بلرزد. خوب نيست موهايم پريشيده باشد و صورتم خراشيده. بايد خودم را مثل اخوان آماده عاشقانه‌ترين ديدارها كنم: لحظه‌ ديدار نزديك‌ست/ باز من ديوانه‌ام مستم/باز مي‌لرزد دلم دستم/بازگويي در جهان ديگري هستم/هان! نخراشي به غفلت گونه‌ام را تيغ!/ هاي نپريشي صفاي زلفكم را دست!/ و آبرويم را نريزي، دل!/لحظه ديدار نزديك‌ست.
براي ديدار بايد بهترين لباسم را بپوشم. همان رنگ ملايم را كه تو دوست داري. يادم باشد آن پيراهن سفيد‌ه‌ام را بپوشم كه خط‌هاي صورتي نازكي دارد. يادم باشد يك رز قرمز توي جيبم بگذارم. يادم باشد هيچ خجالت نكشم از رز قرمز، از لباس سفيد با خط‌هاي صورتي، از اينكه بوي ادوكلنم زمين و زمان را بردارد. يادم باشد آن ادوكلن فرانسويه را بزنم كه عطر شيريني دارد، بوي شيرين شكلات آميخته با بوي نشئه‌آور پيپ.
حالا آماده‌ام براي ديدار. يادم باشد احساس همان آرش را داشته باشم كه هزار سال پيش در شاهنامه آمده. بايد به خودم به پسرانم به فاطمه و به همه بگويم فردا روز آرش است. فردا هر كدام ما يك آرش خواهيم بود با كماني كه بر دوش داريم و تيري در دست. بايد باور كنيم فردا قرار است ما-ميليون‌ها آرش قرن 21 ايران زمين-مرزهاي دموكراسي ميهني‌مان را تعيين كنيم. سهم هر آرش يك كمان-شناسنامه‌اش-و يك تير-برگ رأي‌اي كه به صندوق خواهد انداخت.
فردا اين ماييم كه مرز دموكراسي ايران را دورتر خواهيم برد. آنقدر دور كه هيچ چشمي نديده باشد و هيچ گوشي نشنيده باشد. فردا تيرهامان فضا را خواهد شكافت، فرسنگ‌ها فرسنگ راه خواهد سپرد و سرانجام از پس چهار نيمروز بر درخت گردويي دوردست خواهد نشست. آنجا مرز دموكراسي ايران ماست.
(
اينك فرداست، بلند آفتاب برآمده. دست پسرانم، حميد، فريد و عرفان را مي‌گيرم. با فاطمه از زير كاشي «الله» خانه‌مان رد مي‌شويم. عقربه‌هاي ساعت 8 را نشان مي‌دهند. مي‌رويم تا مرزهاي دموكراسي كشورمان را وسعت دهيم. مي‌رويم تا فردا 27 خرداد، روز مرهم نهادن بر زخم كهنه 28 مرداد باشد. روز پايان حسرت‌ها و افسوس‌ها، روز پايان اشك‌ها و بغض‌ها.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:32  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384
 

گروه سياسي، هادي عابدي: «سيف‌الله اكبري» عضو كميته متحصنين براي آزادي‌ ناصر زرافشان در گفت‌وگو با خبرنگار اقبال از يورش پليس به متحصنين خبر داد.
ظهر روز گذشته حاميان ناصر زرافشان كه در اعتراض به بي‌توجهي مسؤولان نسبت به درمان بيماري حاد كليوي زرافشان و اعتصاب غذاي وي هشت روز در پشت در اصلي زندان اوين به تحصن خاموش نشسته‌اند، با برخورد نيروهاي پليس مواجه شدند و در اين برخورد تعدادي از متحصنين مجروح و به انتهاي خيابان شهيد كچويي كه مقابل در اصلي زندان اوين قرار دارد، رانده شدند. در اين ميان تعداد ديگري از متحصنين نيز بازداشت شده و ساعاتي را در خودروي ميني‌بوس پليس كه در محل مستقر بود بسر بردند. «مسعود باستاني» از خبرنگاران مطبوعاتي كه به منظور تهيه خبر در محل حضور داشت و از سوي مهاجمان مجروح شده است، به خبرنگار اقبال گفت: مدتي نزديك به چهار ساعت را داخل ميني‌بوس بازداشت بودم و بعد از آنكه نيروهاي انتظامي از كارتم كپي گرفتند، مرا آزاد كردند.
طبق اظهارات باستاني تعدادي از بازداشت‌شدگان بعد از چند ساعت آزاد شدند و چهار نفر به نام‌هاي شهلا انتصاري، مريم آراني، كيانوش سنجري و يك دانشجو كه از هويت او اطلاعي در دست نيست همچنان در بازداشت باقي مانده و به محلي نامعلوم فرستاده شدند كه تا زمان تنظيم اين خبر هيچ اطلاعي از آزادي آنها به دست نيامد.
«فرهاد معظمي» يكي از وكلاي ناصر زرافشان كه ظهر ديروز اجازه يافته بود تا با زرافشان ملاقات كند در گفت‌وگو با خبرنگار اقبال گفت: ناصر زرافشان را در حالي ملاقات كردم كه اوضاع جسمي او شديداً تحليل رفته بود و درجه حرارت بدن او به شدت پايين بود و به شكلي كه وقتي با او دست دادم كاملاً سردي بدن او را احساس كردم.
وكيل زرافشان اضافه كرد: زرافشان به من گفت صبح امروز به جهت حالت تهوع و سرگيجه شديد به بهداري زندان مراجعه كرده و مورد معاينه قرار گرفته است و نتيجه معاينات نشان مي‌دهد كه فشار خون زرافشان 5/9 روي 5/5 و ضربان قلب وي بين 50 تا 55 و وزن وي نيز 5/67 كيلوگرم است، اين در حالي است كه وزن زرافشان دو روز قبل 5/69 كيلوگرم بود.
وكيل زرافشان گفت: طبق اظهارات زرافشان مسؤولان بهداري قصد داشتند به او سرم وصل كنند ولي ناصر زرافشان اجازه اين كار را به آنها نداده است.
معظمي اظهار داشت: «ناصر زرافشان از سخنگوي قوه قضائيه كه بيان كرده است اعتصاب غذا عملي مجرمانه است، گله دارد.»
وي در توضيح اين مطلب گفت: «از نظر قانون عملي جرم محسوب مي‌شود كه قانون تعريفي براي آن كرده باشد و براي آن مجازاتي را در نظر گرفته باشد در حالي كه ما در قوانين موضوعه تعريفي مجرمانه از اعتصاب غذا نداريم و طبق قانون اين عمل جرم محسوب نمي‌شود.»
وي افزود: البته ممكن است از نظر آئين‌نامه داخلي زندان اعتصاب غذا تخلف به حساب بيايد ولي مطمئناً جرم محسوب نمي‌شود.
وكيل زرافشان به نقل از او گفت: ماده 291 آئين‌ دادرسي كيفري تصريح مي‌كند كه در صورت بيماري، زنداني بايد به بهداري فرستاده شود و مورد درمان قرار گيرد، از آنجا كه مسؤولان از امكان استفاده من از امكانات درماني جلوگيري مي‌كنند در اعتراض به اين عمل دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده‌ام.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:49  توسط فرزاد مشیری  | 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384

اقبال: " ميثم كريمي" فرزند حاج داوود كريمي از فرماندهان دوران جنگ، روز گذشته با صدور بيانيه اي حمايت خود و خانواده اش را از دكتر معين اعلام كرد. در اين بيانيه آمده است:" هم انديشان در گير و دار انتخاب نهم تو را به آذرخش انديشه هايتان اندكي درنگ"! " يادآوريد اگر امروز ما كنار هم يك صدا فرياد حق طلبي سر مي دهيم منت دار شهداي اصلاحاتيم، شهيداني كه اكنون بر روي ويلچيرند و يا در گوشه زندان نظاره گر ما يا ديگر در كنار ما نيستند." اين بيانيه افزوده است:" خطاب به معين، آقاي دكتر شمايي كه همچون پدر شهيدم هنگامي كه ناكارآمدي ها را پيش رو ديديد رياست را رها و هجرت پيشه كرديد بي شك اين بزرگترين شباهت شما با شهيد ماست اما ديروز اگر هر دوي شما ترك سمت را به جهت خدمت بزرگترين نشانه اعتراض دانستيد، امروز جماعتي خالصانه در كنار شما ميثاق همراهي بستند براي احياي مطالبات بر زمين مانده و بنابر حديث قدسي دست خداوند با جماعت است."

اقبال: " ميثم كريمي" فرزند حاج داوود كريمي از فرماندهان دوران جنگ، روز گذشته با صدور بيانيه اي حمايت خود و خانواده اش را از دكتر معين اعلام كرد. در اين بيانيه آمده است:" هم انديشان در گير و دار انتخاب نهم تو را به آذرخش انديشه هايتان اندكي درنگ"! " يادآوريد اگر امروز ما كنار هم يك صدا فرياد حق طلبي سر مي دهيم منت دار شهداي اصلاحاتيم، شهيداني كه اكنون بر روي ويلچيرند و يا در گوشه زندان نظاره گر ما يا ديگر در كنار ما نيستند." اين بيانيه افزوده است:" خطاب به معين، آقاي دكتر شمايي كه همچون پدر شهيدم هنگامي كه ناكارآمدي ها را پيش رو ديديد رياست را رها و هجرت پيشه كرديد بي شك اين بزرگترين شباهت شما با شهيد ماست اما ديروز اگر هر دوي شما ترك سمت را به جهت خدمت بزرگترين نشانه اعتراض دانستيد، امروز جماعتي خالصانه در كنار شما ميثاق همراهي بستند براي احياي مطالبات بر زمين مانده و بنابر حديث قدسي دست خداوند با جماعت است."

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:43  توسط فرزاد مشیری  | 

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384

نامه فرماندهان سپاه به سردار پاسدار

سلام عليكم، طي چند هفته اخير، رفتار و مواضع سياسي آن سردار محترم پرسش هايي را براي ما و بسياري از هم رزمان دوران دفاع مقدس شما ايجاد كرده كه ضرورت دارد جنابعالي پاسخي منطقي براي آنها ارايه نماييد:

1) سرمايه و آبروي همه رزمندگاني كه در دوران دفاع مقدس و پس از آن، دفاع از كيان اسلام و ملت قهرمان ايران را انتخاب كرده و سختي ها را به جان خريده اند، دست مايه ای  است كه با جانفشاني مخلصانه حاصل آمده است، تبليغات عجيب و سرسام آور شما، كه هزينه آن تاكنون دهها ميليارد تومان تخمين زده شده است و نمي دانيم از چه طريقي بدست آمده است؟ شما چگونه توانسته ايد با حقوق معمول يك فرمانده، اين سرمايه مادي را فراهم كنيد؟ چه كساني اين سرمايه را در اختيار شما گذاشته اند و منشاء و منبع اين هزينه كلان كيست؟ چرا با حضور در انتخابات و پرداخت اين هزينه كلان حيثيت و آبروي فرزندان پاسدار اين كشور را زير سوال برده ايد؟

2) شما پس از فاجعه 18 تير به آقاي خاتمي نامه اي نوشتيد و به همراه ديگران به تهديد رييس جمهور پرداخته و نسبت به آنچه از سوي دانشجويان مطرح مي شد ابراز نگراني كرديد و از لبريز شدن كاسه صبرتان سخن را به نظام جمهوري اسلامي و عملكرد آن نسبت دهيد؟ آيا رواست، كسي كه همه چيز خود را از انقلاب و نظام دارد، اينگونه تمام ارزش هاو دستاوردهاي ملت و نظام را زير ضرب انتقادات ناجوانمردانه قرار دهد؟

3) در تبليغات سعي مي كنيد خود را دكتر معرفي كرده و سابقه خویش درسپاه نيروي انتظامي رامحو و يا انكار نماييد آيا تاوان پي آمد و اثر تخریبی اين عمل شما در اذهان ملت   
    
را برآورد كرده ايد؟ آيا انتخابات ارزش آن را دارد كه لباسي را كه شهيداني چون همت، بروجردي، باكري وساير شهدا پوشيدن آنرا افتخار مي دانستند، اينچنين سخيف شود؟ شما با اين لباس و از اين راه به مقامات مختلف دست پيدا كرده ايد آيا دست يافتن به قدرت سياسي آنقدر گرانبها است كه شما همه اين عقبه را به فراموشي بسپاريد؟

در پايان با اظهار تاسف از نوع تبليغات و محتواي عوامفريبانه و هزينه هاي سرسام آور آن، نوع رفتار و مواضع شما، اين فرموده امير المومنين علي (ع) را به شما گوشزد مي كنيم كه اين ننگ براي تو كافيست كه تو سير بخوابي و در اطراف تو جگرهايي از گرسنگي سوراخ سوراخ باشد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:3  توسط فرزاد مشیری  | 

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384

 

بنا نداشتم تا قبل از انتخابات راجع به کانديداها ی انتخابات چيزی بنويسم ليک با ديدن اين عکس های 6در 8 و دخترکان بزک شده آنچنانی که آينده خود و همنسلهای سويمشان را به زينت بخش ماشين و هاشمی دو هزار و پنجی تاخت ميزنند طاقتم طاق شد احساسم بر عقلانيتم چيره گشت و تصميم گرفتم بنويسم که چرا به هاشمی رأی نبايد داد...

به هاشمی رأی نميدهم چون نميخواهم به سرنوشت سعيدی سيرجانی و فرج سرکوهی مبتلا شوم...

به هاشمی رای نميدهم تا تورم 49 درصد را تجربه نکنيم

به هاشمی رای نميدهم تا آقا زاده ها بر مسند امور نباشند و خانواده اي تمام ثروت اين ملک پدری را به تاراج مبرند

به هاشمی رای نميدهم تا اکبر گنجی ها به جرم افشای مافيای قدرت زندان مباشند

به هاشمی رای نميدهم تا ارزش پول ملّی حفظ شود تا به تمام دنيا بدهکار نباشيم

به هاشمی رأی نميدهم تا کشورهای ديگر به ما به چشم تروريست و قاتل مخالفان سياسی نگاه نکنند تا ميکنوسی ديگر پديدار نشود

به هاشمی رأی نميدهم تا فردا پاسخی به فرزندم داشته باشم پاسخی که پدرم از من دريغ کرد....

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:12  توسط فرزاد مشیری  | 

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384
Photo

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:41  توسط فرزاد مشیری  | 

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384

كولايي در واکنش به موضع سروش:
سروش حق دارد از مقدمات خود آنطور كه مي‌خواهد نتيجه بگيرد